
باز هم این ترانهها را عشق است رخش سرخ ِ بادپا را عشق است عشق در گیر غروب درد است باز هم طلوع ما را عشق است آی از خانه ی زخم و گریه غربت بغض گشا را عشق است آی از آب و هوای بی عشق باد بان نا خدا را عشق است اهل بی مرزترین دریا باش آی، اهل همه جا را عشق است از غزل با ختگان می ترسم شعر های بی هوا را عشق است ای قشنگ ترین سازها، آوازهاxa0 رو های بی عزا را عشق است شهیار قنبری ...
ادامه مطلب
xa0 xa0 کرانه تهی از هرچیز xa0 xa0برگی رسته در مرگ xa0 در پاییز xa0 راهی راهی شدم xa0 تنهاییش در پی xa0 رسواییش در پی xa0 وارهیده ام از دام xa0 کجا xa0 و xa0 کی!! xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0...
ادامه مطلب